پنجره را گشودی اما
تا دیدی اهالی فانوس بر پشت سایه در پیش
آن سوی کوچه هستند
پنجره را بستی
و من خیس از نداشتن تو شدم.....
اکنون نه باران و نه پنجره
که پوچی یک بهانه
کابوس چند ساله ام را تعبیر میکند.
نویسنده » شیما . ساعت 6:45 قبلازظهر روز پنجشنبه 7 تير 1386
مطلب قبل | مطلب بعد
