کجایی ای مرد؟
ای که تو را جستم
در هزارۀ بیم و نقاب
در هزار توی نخل و قریه
در هزار راه دل وانهادگی ها
و اینگونه سر خشیت فرو د آوردمت!
ای مرد!
ای مسافر عظیم هزار و یک شب ها
ای که شبنم نگاهت
حادثۀ دیدگانم را تر کرد
ای مرد!
تبر بر دوش!
آتش چشم!
کوهستان غرور!
ای مرد!......
ای که تو را جستم
در هزارۀ بیم و نقاب
در هزار توی نخل و قریه
در هزار راه دل وانهادگی ها
و اینگونه سر خشیت فرو د آوردمت!
ای مرد!
ای مسافر عظیم هزار و یک شب ها
ای که شبنم نگاهت
حادثۀ دیدگانم را تر کرد
ای مرد!
تبر بر دوش!
آتش چشم!
کوهستان غرور!
ای مرد!......
نویسنده » شیما . ساعت 3:56 بعدازظهر روز يكشنبه 15 بهمن 1385
مطلب قبل | مطلب بعد
