یادگار دوست






آفلاين

*شب سروده های شیما*

وبلاگ من
آرشیو
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان

موضوعات وبلاگ

آرشيو وبلاگ
بدرود.....



براي هر كس كه دلش ميخواهد "تو" اين نوشته باشد........

نویسندگان
شیما رها

جستجو


خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه
لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:


لینکستان
انزلی بلاگ
شهر من انزلی
ملوانیها
فروشگاه آنلاين
شرکت ایرانیان پیشگام

دوستان

یاهو
soote_0_delan

آمار وبلاگ
امروز: پنجشنبه 31 مرداد 1387
نظرات: 673
نوشته ها: 75
بازديد امروز: 58
بازديد ديروز: 29
کل بازديدها: 35040

Design By PersianWeblog
Powered By AnzaliBlog
انزلی بلاگ :: اولین سرویس وبلاگ شهرستانی

یه ندای  درونی به من میگه تو  این نوشته رو میخونی!

البته تو دیگه معنا نداره،شما!

دلم تنگه !اما نه برای شما ! برای اون همه صداقت دلم تنگه!اون همه دلدل کردن ها اون همه بیقراری ها!

شما! چه  واژۀ غریبی!حتی غریبه تر از من و شما!شمایی که هنوز بهت عشق میورزم!شمایی که زهیر منی!

شمایی که هنوز برام عزیزی!

چرا دروغ بگم؟آره دلم واسه شما تنگه!عزیز!

کاش مرد بودمو تو زن و من میتونستم که بانو خطابت کنم!و چه لذتی داشت وقتی میگفتم:

دلم برایت تنگ است بانو ای بانو که همۀ روزگار منی!

ولی الان میگم:

دلم برایت تنگ است مرد!ای کسی که تمام روزگار منی!

اون همه بی قراری رو از یاد بردی؟من که باور نمیکنم.مگه شما میتونی چشمای غمگین منو از یاد ببری؟

مگه میتونی آرامش صدامو انکار کنی؟

من که باور ندارم مرد!

آشنای دیرو دور این قلم!

فرصت این گفتگو!

بهانۀ این دلتنگی!........

 

 



نویسنده » شیما . ساعت 10:04 بعدازظهر روز دوشنبه 16 بهمن 1385



مطلب 35 از 75
مطلب قبل | مطلب بعد